تبليغاتX
یار دبستانی - "سحرگاه شام قدر" شعری برای احمد باطبی/مهر زاد آور داد
 
زندگی زنده بودن نيست. زنده بودن زندگی می خواهد، زندگی بندگی نمی باشد.
 

هفتاد و ششمین روز بازداشت احمد باطبی

احمد ؛ صبور باش
بلندای عشق را
بيرونِ اين حصار
شبيخون رنگ ما است
معنی شدن به منظر مردان عصر سنگ
بر چسب سوژه ها !
پندار سايه ها است .
یک برگ از آن هزار نمانده ا ست
شاخه نيست .
تنها است اين صدا
خالی است اين فضا
بازيگران قصّه ديروز رفته اند
تک تک بريده اند
یک یک شکسته اند
احمد ؛ صبور باش
بلندای عشق را
ای تک درخت خسته که بيداد هفت سال
رنج هزار تيشه
به چهرت کشيده است
شايد فرشته ای
به سحر گاه شام قدر
از آسمان بسته اين شهر بگذرد ؟
شايد که کودکی بسرايد سرود صبح ؟
شايد به یک اشاره ؛ بيايند عاشقان ؟
شايد دوباره روز ......؟
احمد ؛ صبور باش

مهر زاد آور داد - یکشنبه 16مهر
avardad@hotmail.com

پ.ن: اطلاعیه ی کمیته پیرامون کارشکنی در مرخصی احمد باطبی

  نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385   توسط یار دبستانی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM