تبليغاتX
یار دبستانی
 
زندگی زنده بودن نيست. زنده بودن زندگی می خواهد، زندگی بندگی نمی باشد.
 
تا اطلاع ثانوی از محدوده‌ی دسترسی خارج می‌شم.

بسیار جست‌و‌جو کردند و نیافتند!

شما نیز نجویید که نمی‌یابید!

...

پ.ن۱: دكتر پرويز ورجاوند نيز نماند تا ببيند آن روز را...

آنان كه محيط فضل و آداب شدند

در جمع كمال، شمع اصحاب شدند

ره زين شب تاريك نبردند برون

گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند

 

 

بگذار تا ببینمش اکنون که می رود / پروانه وحیدمنش

پ.ن۲: الآن که ساعت رو نگاه می‌کنم ۳۵ دقیقه از نیمه‌شب گذشته، یعنی شده ۲۰ خرداد. امروز تولد ایشونه. علی‌الحساب تولدت مبارک هم‌قطار!

شيوا

پ.ن۳: بیست و نه خرداد هم تولد این برادر بزرگواره. پیشاپیش تبریک می‌گم.

بهزاد

  نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386   توسط یار دبستانی  | 

بزرگ‌ترين كشف عصر ما اين است كه:

انسان‌ها می‌توانند با اصلاح نگرش‌های ذهنی خود زندگانی خويش را اصلاح كنند.

ويليام جيمز

 

شناختن مكتب ناسيوناليسم

 

مجموعه راه‌های حفظ حيات يك ملت و راه‌های حفظ شرايط بقا و ترقی يك ملت را ناسيوناليسم می‌گويند.

ناسيوناليسم مشتق از كلمه‌ی «ناسيون» به معنی ملت است و به مكتبی اطلاق می‌شود كه در آن ملت به منزله‌ی يك واحد قائم به خود شناخته شده‌است و غالباً به ناسيوناليسم از دو نظر نگريسته می‌شود:

الف. به منزله‌ی يك مكتب تاريخی

ب. به منزله‌ی يك مكتب اجتماعی

 

الف. مكتب ناسيوناليسم تاريخی چه می‌گويد...

كيفيات پديده‌های تاريخ جز سرنوشت ملت‌ها و تاريخ جز سرگذشت و تغييرات و تحولات ملت‌ها چيزی نيست. بنابراين در اين مكتب هر چيزی را برای آن كه بشناسيد رابطه‌اش را با ملت تعيين می‌نمايند.

مثلاً نمی‌گويند ملت اجتماعی از مردم است، بلكه مردم را به منزله‌ی سلول‌های ناپايداری از پيكر ملت می‌دانند. در مكتب ناسيوناليسم تاريخی هر واقعه‌ی تاريخی برای هر ملتی متكی بر نياز ملی و نياز ملی عبارت است از اقتضای حيات ملت در آن دوران تاريخ. مثلاً از نظر ناسيوناليسم تاريخی ملی شدن نفت صرفاً يك مسأله‌ی اقتصادی توجيه نمی‌شود بلكه تمايل ملت ايران را به استقلال‌طلبی و بيرون راندن نيروی بيگانه آشكار می‌سازد.

كوتاه سخن، مكتب ناسيوناليسم می‌گويد سير تاريخ همان تكوين و تحول ملت‌هاست و بس و عنصری اصيل‌تر از ملت نمی‌شناسد.

 

ب. مكتب ناسيوناليسم اجتماعی چه می‌گويد...

عقايد اين بخش از مكتب ناسيوناليسم مبنای قوانين و مقررات اجتماعی است. بايد دانست هر يك از مكاتب اجتماعی هنگام وضع مقررات منافع واحد خاصی را مورد توجه قرار می‌دهد. در مكاتب فردپرست‌ها واحد مورد نظر فرد است و در قوانين آن‌ها هميشه سعی می‌شود حقوق افراد محفوظ بماند و آزادی آن‌ها محدود نشود و هر كسی هر چه می‌خواهد بكند، قوانين فقط هنگامی مانع عمل شخصی می‌شود كه آن عمل حقوق فرد ديگری را ضايع و باطل كند. روسو نمونه‌ی اين گونه متفكرين حتی ملت را اجتماعی از افراد می‌دانست كه به موجب يك پيمان و قرارداد خيالی با هم عهد كرده‌اند كه مشتركاً زندگانی نمايند. در مكاتب اجتماعيون (سوسياليست‌ها) ابتدا سخن از اين بود كه واحد مورد نظر اجتماع است و در قوانين و مقررات به جای آن‌كه حقوق فرد محفوظ باشد حقوق اجتماع را مقدم دارند و قوانين به منظور ترقی و تكامل اجتماع وضع شود.

اين فكر در تحول خود در زير ماسك ماركسيسم تغيير عجيبی كرد به اين معنی كه به درجات پست انفرادی تنزل يافت. يك فرد ماركسيست معتقد است كه هر كس در پی منافع روزمره‌ی خويش است و اساس تمام تحولات جهان را بر همين فرمول استوار می‌داند.

در اين‌گونه سوسياليسم باز غايت نظر، فرد است. فرد است كه بايد تحت شرايطی كه باشد سعی نمايد شكمش را سير كند. همچنين در اين‌گونه سوسياليسم عيب ديگر اينست كه نمی‌توان حدود جامعه يعنی واحد مورد نظر را تعيين كرد بنابراين عده‌ای مانند فوريه واحدهای عجيبی از خود ابداع می‌كنند مثلاً واحد اجتماع را عده ۱۲۰۰ نفری به نام فالانسنتر می‌دانند و برخی ديگر برای جامعه حدی قائل نشده و جامعه‌ی بشر را دور از واحدهای ملی تصور نموده و جامعه را اعم از وحشی و متمدن به يك چشم نگريسته‌اند.

در مكتب ناسيوناليسم اجتماعی چنان كه از اسم آن پيداست قوانين به خاطر ترقی و تعالی ملت است. از نظر اين مكتب هر فرد جزء ملتی است و وظيفه‌ای بر عهده دارد كه بايد آن وظيفه را با تمام قوای جسمانی و دماغيش ادا نمايد. از نظر اين مكتب جامعه برای تن‌آسايی افراد نيست بلكه افراد عهده‌دار پيشرفت ملت می‌باشند كه بايستی بر طبق برنامه‌ی خاصی سير كند.

از نظر اين مكتب وظيفه‌ی دولت تنها حفظ حقوق افراد و جلوگيری از تصادم منافع آن‌ها نيست بلكه حكومت برای رهبری ملت به سوی ترقی و تعيين تكاليف افراد است.

از نظر اين مكتب حفظ خانواده بر حفظ حقوق افراد مقدم است.

خلاصه از نظر اين مكتب تنها اعمالی قانونی است كه به خاطر پيشرفت ملت باشد.

 

اين بود مختصری از اصول مكتب ناسيوناليسم. اگرچه اين نام تازگی ندارد و نيز انديشه‌ی مليت فكر سابقه‌داريست، طرح ناسيوناليسم، به منزله‌ی مكتب اصالت ملت است.

 

پ.ن۱: من به اين اصل اعتقاد دارم: "سوسياليسم، دموكراسی بر بنياد ناسيوناليسم"

پ.ن۲: هيچ عاملی نمی‌تواند افرادی را كه دارای ذهنيت درست هستند از رسيدن به هدف و مقصود بازدارد و هيچ عاملی نمی‌تواند به كسانی كه ذهنيت نادرست دارند، كمك كند.

پ.ن۳:  ناسيوناليسم ايرانی چه می‌گويد؟ / آتروپات

پ.ن۴: کدام ناسیونالیسم؟ / شاهین زینعلی

  نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386   توسط یار دبستانی  | 

احمد باطبی

زندگی سخت است، اما من از او سخت ترم

پ.ن۱: دوران كودكی كه به فلاكت گذشت. نوجوانی كه به كار و جوانی كه به بركت نظام، زندان. پس سهم من چيست از اين روزگار... مرا بنواز / احمد باطبی

پ.ن۲: چطور سی سالم شد - بخش اول / احمد باطبی

پ.ن۳: یادی از روزهای... :  ۱۸سالگی ـ قسمت اول ، ۱۸سالگی ـ قسمت دوم / شیوا نظرآهاری

  نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386   توسط یار دبستانی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM