تبليغاتX
یار دبستانی
 
زندگی زنده بودن نيست. زنده بودن زندگی می خواهد، زندگی بندگی نمی باشد.
 

 

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

 

 

احمد عزیز !

 

 

گرچه مسلخ را قناریان عاشق سکنِی شده است ، گرچه پنجره ها رو به تهی باز می شوند و درختان را شور بهار مرده ، گرچه صدای پای هیچ سوار عاشقی خواب جاده رابر نمی آشوبد و ثانیه ها را رمق زنده ماندن نیست ، گرچه شکوه دلاوری مرده ،بغض حنجره هایمان را میهمان اند و سودای هیچ شرری در شریان های خشکیده  بودنمان نیست ، آسمان هر شب قصه ابابیل می بارد و سوز طوفان نوح استخوان سوز شده ، گرچه یاران را صلای هیچ فریادی نیست که طاعون به جان شهرمان افتاده که دریوزگان را سروری داده اند و سیاهه فساد جای قرص خورشید را گرفته اما بهار می آید .پشت تاریک ترین دریچه شهر ، خورشید تو را می خواند که هیچ میله زندانی به قد قامت خورشید نخواهد رسید که شب اگر تمام دریچه های زیستن را مسدود کرده انتظار نور در ید بیضای تو ، طلوع را نوید می دهد.

 

هر انسان را از بودن سهمی است و سهم هر انسان اشاره ای است . تو که چون نمادی بر تارک فعل آزادی می درخشی سهمی بزرگ از اشاره مان هستی .

 

باز می گردی می دانیم که با هم به هلهله می نشینیم آزادی را در کوچه های شهر که دیگر هیچ مدرسه ای  به زندان تن نمی دهد و هیچ کوچه ای بن بست نخواهد بود. می آیی و همراه تو هی هی و هی هایمان دل تمامی لاله های  باران خورده را می شکند و آنگاه بغض رهای فروخورده  شلاقشان را بر گرده استبداد می نشاند که عمر این دروغ وضع قتال صفت رو به پایانی است. برای تو تا رهایی می رویم چرا که آزادی بدون تو ترجمان برده گی است . می دانیم می آیی...

 

برقرار باش که قرارمان از پایداری توست...

اندکی صبر...

دوستانی که مایلید در این نامه نامتان ضمیمه گردد برایمان پیام بگذارید.

 

مجتبی سمیع نژاد

پروانه وحیدمنش

محمدحسین مهرزاد 

نوشین جعفری

حمیدرضا ظریفی نیا

ویکتوریا آزاد

رویا تیموری

محمدمسعود سلامتی

سعید حبیبی

بهزاد مهرانی

بهناز مهرانی

دکتر حسام فیروزی

مهتا بردبار

شیوا نظرآهاری

کوهیار گودرزی

عطیه وحیدمنش

هژیر پلاسچی

امیرراعی فرد

علیرضا بوربور

عابد توانچه

آرسام آزاد

الناز انصاری

رضا آرین پور

سالار سالاری

کوروش جنتی
علی باریکانی

ريحانه حقيقی

علی کلائی

علی ملیحی

علی جمالی

امید حبیبی نیا

کیانوش سنجری

اردشير طيبي

امیر امیرقلی

زینب ساداتیان

علی قائدی

محمد جوان

احمدعلی حسينی

هرمز ممیزی

رامین مولائی

شایا شهوق

مهدی عابدی

هادی نعمتی

سامان صفرزایی

مهتا کرمی

حمیدرضا رحیمی

بهنام دارایی زاده

مهدی فخر زاده

معصومه قلیزاده

حمیدرضا عسگری نژاد

شیما کلباسی

اشکان منفرد

ابوالفضل حاجی زادگان

میرا قربانی فر

حمید متقی

سحر سرافراز

امیر سجیم

آبتین اردلان

سما بهمنی

مسلم ابراهیمی

رها دیانت

نیکی اخوان

آرمين قهقائی

محمد ایرانی

بهاره بوربورمرادی

احسان مطلبی

اسد زمینی

آهنگ تابش

مریم شبانی

فری ناز آرین فر

محمد جواد روح

فواد شمس

یاسر میردامادی

مریم محمدپور

سارا طهرانیان

مصطفی رسته مقدم

حمید رضا رحیمی

نیوشا درخشان

مهرداد رحیمی

اردشیر دولت

بامشاد تابناک

ایرج فرزاد

زری اصفهانی

حسین پارسا

پارسا رشیدی

امید جمشیدی

سونیا روحی

شهلا شرف

سهیل آصفی

آرمین سنایی

منور قنبری

صبا صوفی

طراوت ساروی

حمید مافی

آریا تهم

سیمین آزاد

امیرحسین اعتمادی

علی افشاری

زهرا عرب

الیاس خلج

مرتضی اصلاحچی

هاوژین مردوخی

احمد رضا فرخزاد

حسین مهدیزاده اردکانی

فرهاد حیرانی

سعید نعیمی

محمد سعید مروارید

الیاس خلج

نوید ظریفیان

زهرا اعتباری

راضیه حفیظی

مجید حاجی بابایی

ایرج شهبازی دستجرده

آیدا سعادت

شادی آل حجت

علی اکبر رحیم فر

همایون نادری فر

مسعود بیات

امير کيا

نصور نقی پور

امید ایران مهر

سیما محمدنژاد

جاوید جی بخت

حمیدرضا عابدیان

نیوشا

فرحناز

کیوان

ح.جم

یاسمن

گل کو

زیتا

دانشجو

روح زنده رود

خرس مهربان

زیر چتر چ چل نیکٌه

کاک هیوا

بهار

بادبان

بوی خاک

آژانس خبری کوروش

روزانه تهران جنوب

کانون دفاع از حقوق کودکان و زنان ایران

اعظم مهرانی

هومن اسکندری

محمد ملکی

آقای هراتی نژاد

حسین رونقی ملکی

شاهین زینعلی

محمد موسوی

عنایت همایی راد

سعید آبچر

امین قلعه ای

احمد میرزایی

عماد مدهوش

اشکان شریعتی

مهدی الیاسی

ویدا دهقانیان

یاسمین نیک سرشت

احسان خواجه ای

حنیف یزدانی

مریم مدبر

عبدالله مومنی

امیر مهرزاد 

سمیرا صدری

ثمینا رستگاری

حبیب حاج حیدری

بهاره هدایت

ویدا خسروی

فرهنگ نادری

میلاد اسدی

صادق شجاعی

افشین زارعی

امید کمانی

بابک مژدهی فر

میثم رستملو

نيگن فراز مند

گلنوش رحيمی زاده

علی ارصلان

حمید داشاقیان

فرشاد عابدی

پژمان خرسند

بهناز بیک لیکلی

حمید علیزاده بهبهانی

بیتا قریب

محمد صادقی

حسين مجتهدی

آتوسا جعفری

سيامك بهروز

پوريا براتيان

مهدي سعيدپور

پيام ابوطالبی
حبیب بهمنی
امید کمانی
بابک مژدهی فر
محمد تقدیری
رضا دلبری
ملیحه قاسم پور
الناز صالحی
غزل نیک سرشت
مریم افشار
ستاره فرهمند
احمد صادقی
علیرضا طاهرپور
ناهید خیرابی
فریبا مولوی
نیکی ایران
نسرین بهار
ترانه تیرداد
رضا مشهدی
ایدا راد
بیتا نقاشیان
سید حسین میرکریمی
مصطفی نیلی
محسن عیسی زاده
مجتبی بیات
سهراب کابلی
زهره امین
روزبه میر ابراهیمی
نسیم بنی کمالی
بینا داراب زند
صبح ناز داراب زند
اکتای داراب زند
رویا مستوفی
مریم مهدوی
بابک مهرانی
محمد جواد اکبرین
روزبه ایران نژاد
سعید قاسمی نژاد
محمد فاخری
شاپور جعفرنیا
صفر منصوری
کامران نجفی
کامران شیردل
یوسف جلفایی
محمد دهپانیان
شهرام اسکندرزاده
صابر اسکندری
امید حیدری
مهدی اسکندری
مصطفی احمدی
مرتضی حسینی
علی جعفری
رحمان نوروزی
محمد گنجی
سعید بلوچ
سارا زاهدی
جواد توللی
عسل پيرزاده
بيژن پيرزاده
سید رضا امامی
سید آرمان امامی
اكبر جودی
اكبر شيرزاد
اكبر شيردل
يوسف جلفايی
محمد دهپانيان
شهرام فاخری
شاپور جعفر نيا
صفر منصوری
كامران نجفی
كامران اسكندر زاده
اميد حيدری
مهدی اسكندری
مصطفی احمدی
مرتضی حسينی
علی جعفری
رحمان نوروزی
محمد گنجی
نسیم بنی کمالی
علی زیرک
جعفر مهریان
فریدون نظری
سید حسین میرکریمی
رضا مشهدی
حبیب بهمنی
سارا مژدهی
مهرزاد آورداد
بابک ذاکری
جعفر مهربان
زهرا قنبری
محمد بدیعی
نسرين عالم
فرانک سهم الدینی
محمد ابن علیان
الهام متوسل
مريم رحمانی
نفیسه محمدی
حورا محمودیان
محمود محسن پور
مریم جلالی
مجتبی بابایی
 

آی آدم ها كه در ساحل نشسته شاد و خندانيد

يك نفر در آب دارد می سپارد جان!

 

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385   توسط یار دبستانی  | 

احمد باطبي 

امید

شبی از خويش برون خواهم شد

سرنگون خواهم كرد

كاخ بيداد زمان

ديو را خواهم كشت

شيشه ی عمر عسس

به زمين خواهم كوفت

شبی از خويش برون خواهم شد

و سراشيبی تند زندان

آن اطاقك كه در آن چشم تو را می بندند

همه ديوار و درش خواهم ريخت

هدی! ای زندانبان

می گريزی به عقب

سر راهت همه چيز و همه كس

دشمنانند قديم.

(پروانه فروهر)

پ.ن۱: هر چی می خواستم بنویسم، مدیار نوشته. ناگفته ها رو تا حدودی بیان کرده. به خاطر همین به سمت کتابخونم رفتم و کتابی که از احمد به امانت گرفته بودم در آوردم. شعر بالا رو از اون کتاب انتخاب کردم. همین...

پ.ن۲: نماد آزادی خواهی / مدیار

پ.ن۳: ديدمت آهسته بوسيدمت. / بهزاد مهرانی

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385   توسط یار دبستانی  | 

به منظور حمايت از حفظ و نگاهبانی از ميراث و گنجينه های ملی و بشری ايرانزمين و در مخالفت با آبگیری سد سیوند و تخريب آثار باستانی، تنگه بلاغی و آرامگاه کوروش بزرگ، امروز چهارشنبه 25 بهمن ساعت ده صبح، در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمعی برگزار شد.

 

 

 

قطعنامه ی پایانی این تجمع اعتراضی به شرح زير است:

 

به نام خدا

«پس بنگريد سرانجام كساني كه پيش از شما بودند چه شد» ـ قرآن كريم

 

نمايندگان ملت بزرگ ايران!

ما مخالف آبگيری سد سيوند هستيم، چرا كه:

  • تنگه ای كه سد در آن شده شده يكی از كم مانند ترين محوطه های باستانی ايران و نيازمند پژوهش های بيشتر است. تنگه ی بلاغی به دليل عبور عشاير و مسير كاروان رو تاريخی و جاده ی شاهی ـ معروف ترين و كهن ترين جاده ی بين المللي جهان ـ و آثار بسيار ارزشمندی چون سكونت گاه های انسان های دوره ی پارينه سنگی، بقايای دهكده ها، كوره های ذوب فلز و كوره های 7500 ساله ی سفالگری، كارگاه های‍ِ فرآوری غذا، سازه های آبی و دفاعی، گورهای باستانی، و ... با پيشينه ای به گستره ی 10 هزار سال، از اهميت به سزايی در بررسی و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردار است كه آبگيری آن سد می تواند همه ی اين آثار را به زير غبار فراموشی و شايد نابودی ببرد؛
  • رطوبت برخاسته از درياچه ی پشت سد باعث نابودی سازه های دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش (نماد جهانی ارج گزاری به حقوق بشر، و كسی كه به تعبير شادروان علامه طباطبايی در كتاب دينی ما از وی زير نام «ذوالقرنين» به نيكی ياد شده است)، خواهد شد چون كه آن سازه ها از سنگ های آهكی ـ كه رطوبت، دشمن آن هاست ـ ساخته شده اند؛
  • بر پايه ی نظر كارشناسی دكتر پيمان يوسفی آذری، مدير كل دفتر جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها و مراتع، با آبگيری سد سيوند حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزی نابود می شود. اين درختان به دليل واقع شدن در ناحيه ی رويش ايرانی ـ تورانی از نظر تنوع و ذخيره گاه ژنتيكی، منحصر به فرد و دارای اهميت ويژه ای هستند و تخريب اين جنگل ها به معنای فنا و نابودی كامل طبيعت منطقه است و حتی با صرف ميلياردها دلار هم امكان احيای اين جنگل ها وجود ندارد، چرا كه خاك منطقه آن قدر فقير و خشك است كه رويشگاه توان بازسازی خود را ندارد؛
  • بسته شدن مسير كوچ عشاير و به زير آب رفتن يكی از مهم ترين استقرارگاه های كوچ نشينان، از ديگر نتايج آبگيری سد سيوند است. با آبگيری سد سيوند مراتع عشاير كه يكی از جاذبه های گردشگری ايران به شمار می رود نيز نابود می شود؛
  • ...

هر چند اكثر سرمايه ی ملی هزينه شده برای ساخت اين سد در يك سال اخير و هم زمان با اعتراض ها به ساخت آن هزينه شده، ولی به هر رو با راهكارهايی برگشت پذير است. اما پيش از اين كه با باز كردن حسابی خواهان ياری هم ميهنان شويم درخواست می كنيم:

با تشكيل كميته ای مستقل، مركب از كارشناسان پيشنهادی انجمن های مردمی، هم بحث «در خطر بودن ميراث فرهنگی و سرمايه های طبيعی (زيست محيطی)» و هم بحث «غير كارشناسی بودن اين سد» (از مكان يابی و ساخت تا دلايل طولانی شدن و هزينه بر بودن) مورد بررسی دقيق قرار گيرد، تا آن گاه با آگاهی كامل نسبت به حل اين معضل اقدام شود. بر پايه ی مناظره ی كارشناسی وعده داده شده از سوی سازمان ميراث فرهنگی و وزارت نيرو در اين راستا ارزيابی می شود.

واضح است كه تا آن هنگام بايد هرگونه احتمال وقوع آبگيری منتفی گردد. همچنين حق پيگيری حقوقی و قضايی اين پرونده ی ملی از سوی نهادهای مدنی محفوظ خواهد بود.

 

جمعی از انجمن های مدافع ميراث فرهنگی و محيط زيست

 

پ.ن۱: گزارش تصویری (با کلیک بر روی عکس ها تصاویر بزرگ را مشاهده کنید) :

  

 

 

 

 

 

 

 

 

پ.ن۲: تجمع در مقابل مجلس در اعتراض به آبگیری سد سیوند / دادگران پان ایرانیست

پ.ن۳: اعتراض داریم... / عطیه وحیدمنش

پ.ن۴: گزارشی از تجمع مخالفان آب گیری سیوند در مقابل مجلس / محمد ایرانی

پ.ن۵: تصاویر تجمع امروز / وهمن

پ.ن۶: اعتراض به آبگیری سد سیوند / کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385   توسط یار دبستانی  | 

"...نخستين سرزمين نيكويی كه خداوند جان و خرد آفريد ايران ويچ بود... درود بر ايران ويچ!"

اوستا

پاسارگاد

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم. همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود. من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

 

پ.ن۱: کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد

پ.ن۲: این سیلاب خون است که سد می زنند برای دوامش بر این خاک مقدس / پروانه

 

یک پیاله دیگر مرا کفایت می کند تا به رزم برخیزم بامدادان..

برای وطن، برای ایران، برای کوروش شاه انشان

 

پ.ن۳: پاسارگارد واقعاَ در خطر است / امیرحسین

پ.ن۴: راستی برای پاسخ دادن به فرزندانمان فکری کرده اید؟! / عطيه

 

  نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385   توسط یار دبستانی  | 

حمايت از كودكان جز با به رسميت شناختن هويت انسانی آنان ميسر نيست.

 

بازارچه خيريه كودكان كار/باشگاه سرو آسمان

به ياد كودكان كار

به ياد كار آنان

آنان كارگرند

سرگردان و بيچاره

هميشه كار و كار

بازی و تفريحی كجاست؟!

 

نه ديگه الآن نمی خواد. ولش كن! بذارش يه گوشه ی خونه و بيا اين جا. يه امروز كه پنچشنبه است مرخصی بده به خودت! می دونم كه فقر مرخصی نداره، همين جوری پا نمی شه بره، مهمون رودروايستی داری هم نيست، میشينه اون بالای خونه و همه رو اجير خودش می كنه، اما يه كوچولو به خودت مهلت بده تا بتونی بفهمی ميون اين دنيای خاكستری، ميون اين خونه های كاهگلی مرده، فرصت خنده و بازی هم هست، می تونی بری يه كنجی و با يه اسباب بازی يه دنيا رو مال خودت كنی.

 

انجمن حمايت از كودكان كار 

 

پ.ن۱: انجمن حمايت از كودكان كار

پ.ن۲: بيانيه ی تعدادی از كودكان كار:

بازی كردن و درس خواندن حق ماست

 

  • ما كودكان نبايد اسير كار كردن باشيم.
  • كودكان حق دارند درس بخوانند و آموزش ببينند.
  • ما حق بازی داريم.
  • ما كودكان نبايد رنج و سختی های بسياری را تحمل كنيم.
  • ما هم مانند همه ی كودكان ديگر حق داريم به فكر آينده ی خود باشيم و كارهايی انجام دهيم كه ما را به جايی برساند.
  • كودكان نبايد در بازارها مورد آزار و اذيت و تمسخر قرار بگيرند. مردم بايد به فكر ما باشند.
  • ما كودكان حق داريم از هر نوع آسيبی در جامعه در امان باشيم.
  • شادی ما در وجود غم و كار گم شده است و ما نياز به پيدا كردن اين شادی داريم.
  • چرا مردم ما را به اسم خود صدا نمی زنند، بلكه به ما خيابانی می گويند؟
  • ما كودكان از هر رنگ، نژاد، مذهب و عقيده ای كه باشيم نبايد مورد تبعيض قرار بگيريم.
  • ما در كوچه ها و خيابان ها كار می كنيم، چه كسی به فكر ما هست؟
  • ما كودكان حق داريم كه مسؤولان كشورمان به فكر ما هم باشند.
  • ما حق داريم در دنيايی سرشار از صلح و دوستی زندگی كنيم.

با آرزوی اين كه هيچ بچه ای در دنيا مجبور به كار كردن نباشد.

 

 پ.ن۳: "ما كودكان كاريم" از: آنيتا صديقی (۱۳ ساله)

به ياد كودكان كار / به ياد كار آنان / آنان كارگرند / سرگردان و بيچاره / هميشه كار و كار / بازی و تفريحی كجاست؟ / ما كودكان كاريم / ما دنيا را می سازيم / ما می گوييم كارگريم / چه كسی می شنود؟ / اين حرف های قشنگ را / اين حرف های تكراری / كودكان خيابان / بی سرپناه و سرگردان / كارگران كوچه ها / بازار و خيابان ها

 

  نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385   توسط یار دبستانی  | 

ای وای در اين دار فنا خستگی ما

چيزی نبود جز غم دلبستگی ما

ما جمله اسيران من و مايی خويشيم

اينجاست همان علت صد دستگی ما

 

از آغاز آفرينش تا كنون اديان و مذاهب، فلسفه های فكری و مشرب های اجتماعی، مسلك ها و مرام ها، در روزگار ما نيز احزاب و سازمان های سياسی، همه و همه يكی پس از ديگری مردم را برای مبارزه با فساد و تبهكاری دعوت كرده اند و پرچم مبارزه با ستمگری را برافراشته اند. ايجاد كنندگان اين حركت های جمعی همگی مدعی شده اند كه اگر از قوانين آن ها پيروی شود مدينه ی فاضله ای به وجود خواهد آمد كه آرزوی ديرين انسان عدالتخواه را برآورده خواهد ساخت ولی در عمل مشاهده شده است كه خود بينی ها و خودخواهی ها، فردگرايی ها و فرد پرستی ها در برابر آن آرزو قد علم نموده، صف آرايی كرده و حايلی در مقابل دادگری و انصاف پديد آورده اند، بنابراين بشريت گرفتار «نفس تبهكار» خودپرستان و خودخواهان است كه اين شيوه را با اصطلاح سياسی «انديويدوآليسم» تعبير كرده اند.

پس اگر می خواهيم با ظلم و ستم مبارزه كنيم، اگر مدعی نيل به آزادگی هستيم، اگر آرزوی عدالتخواهی در سر می پروريم، اگر خواهان جامعه ای سالم و به دور از هر نوع تبعيض و قانون شكنی هستيم، در يك كلام اگر می خواهيم كه انسان در جايگاه شايسته ی خود قرار گيرد بايد نخست «فرديت» را در خود زايل كنيم. به خودخواهی ها و جاه طلبی های خود خط بطلان بكشيم، آنگاه سبك بار و سبك بال در ميدان مبارزه حضوری مؤثر و فعال داشته باشيم و گرنه بقيه ی ماجرا ها جز «شعارهای پوچ و بی معنی» نيست و همان بهتر كه به دنيای خود مشغول باشيم و فقط به «زنده بودنمان» كه جز بردگی نيست بنازيم.

 

پ.ن: این سیلاب خون است که سد می زنند برای دوامش بر این خاک مقدس (پروانه)

 

یک پیاله دیگر مرا کفایت می کند تا به رزم برخیزم بامدادان..

برای وطن، برای ایران، برای کوروش شاه انشان

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385   توسط یار دبستانی  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM